تبليغاتX
قفس
تن وابسته به دیوار هایی که حتی نمی دانم آخرش کجاست.
  • کاوه :
    بیایید بیاندیشیم که کاوه یک دیوانه است، به نظر شما کدام دیوانه میتواند مانند من دیوانگیش را پذیرا باشد؟!
  • من :
    بیایید بیاندیشیم که کاوه یک دیوانه است، به نظر شما کدام عاقلی میتواند بفهمد من چه میگویم؟!
  • تو :
    بیایید بیاندیشیم که کاوه یک دیوانه است، به نظر شما کدام بهتر است عقل یا عشق؟!
  • حافظ :

... در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن
شرط اول قدم آنست که مجنون باشی ...

نوشته ای از کاوه در 9:24 AM یکشنبه 26 اسفند1386 |

میبینم آینه ای را پشت دیوار ...
... تصویر دو چشم که نابیناست.

نوشته ای از کاوه در 5:19 AM دوشنبه 20 اسفند1386 |

در بیابان خیال گم شده بودم که دیدم دور دست ها نوری پیداست، کوره ای بود برای سوزاندن خاطراتی که هرگز برای کسی نبودند، با اشتیاق به درونش پریدم.

سخن: 
دوستان میبخشید من بزودی از شرمندگی تک تک بیرون میام، مشکلاتی دارم که باید حل بشه، از این که می فهمین ممنونم.

  • دیدگاه های منتخب:
نوشته ای از کاوه در 3:53 AM یکشنبه 12 اسفند1386 |

وقتی " من " بودم خدا نبود
حالا که خدا هست " من " نیستم

دنیای سوفی
یوستاین گاردر

نوشته ای از کاوه در 1:47 AM یکشنبه 5 اسفند1386 |
  • - سلام
  •  
    • -- سلام، خوبی ؟!
    •  
  • - مرسی من خوبم تو چی ؟!
  •  
    • -- منم ای بد نیستم ؟!
نوشته ای از کاوه در 1:24 AM چهارشنبه 1 اسفند1386 |