تبليغاتX
قفس
تن وابسته به دیوار هایی که حتی نمی دانم آخرش کجاست.
حرف و حدیث میزنی،
از جنس پلید می گویی،
از نفس خبیس می رَوی،
از برگ خیس صدای خِش میاد،
صدای خِش گذر میکنه از کوچه ی ما،
آی آدما،
بسه این شکوِه و نجوا،
بسه این گریه و زاری،
بسه این ناله و سودا،
بگین از شادی و آباد کنید غصه ها رو،
بگید که غم نباشه دلپُر کنید اون اشکارو،
بگید از خدا بگید،
از شروعِ قصه ها بگید،
ّبسه ناله بسه غم،
بگید از خدا بگید،
بگید از خدا بگید،
...
نوشته ای از کاوه در 5:58 AM جمعه 28 دی1386 |
درود بر همه ی شما دوستان،

من کاوه هستم و این هم وبلاگ شخصی من هستش.

کمی طول کشید ولی ارزشش رو داشت که این تِم رو طراحی کنم، این مطلب هم جهت معرفی هستش و در مطالب بعدی موضوعات متنوع خوانم نوشت، و خوشحال میشم شما هم بیاید و دیدگاه های خودتون رو با من و دیگران در مورد مطالب و یا هر موضوعی بیان کنید.

...

نوشته ای از کاوه در 1:44 AM چهارشنبه 26 دی1386 |